أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 27

قراضه طبيعيات ( فارسى )

بدين ملاحظات در قلمرو حكومت پادشاهان غزنوى هر چند بعلل سياسى و ادبى و دينى و اقتصادى و جغرافيائى اثر زبان عربى در فارسى بيشتر شد و با ترقى بسيار مهم فرهنگ اسلامى تأليف كتب متنوّع به عربى رونق خاصّ گرفت ولى دايرهء نشر نظم و نثر و تصنيفات و ترجمه‌هاى ادبى و علمى فارسى

--> ( نيز رش : عتبى ، تاريخ يمينى ص 265 - 271 ؛ جرفاذقانى ، ترجمهء يمينى ص 293 و 356 - 361 و 363 و 366 - 367 ؛ عوفى ، لباب الالباب ج 1 ص 64 و حواشى قزوينى ص 306 ؛ سيف الدين عقيلى ، آثار الوزراء ، نسخهء خطى ؛ خوند مير دستور الوزراء ص 137 - 139 ؛ آقاى نصر اللّه فلسفى ، يك وزير ايران دوست ، مجله مهر سال چهارم ص 7 - 18 و ص 116 - 119 ) . در عهد وزارت ابو العباس ( قريب به هفده سال ) بقول عتبى ( تاريخ يمينى طبع لاهور ص 273 ؛ ترجمهء جرفاذقانى ص 356 ) مكتوبات ديوانى را به فارسى مىنوشتند ولى پس از عزل او در 401 هجرى هم بقول عتبى چون احمد بن حسن ميمندى بوزارت رسيد « بفرمود تا كتاب دولت از پارسى اجتناب نمايند و بر قاعدهء معهود مناشير و امثله و مخاطبات بتازى نويسند مگر جائى كه مخاطب از معرفت عربيت و فهم آن قاصر و عاجز باشد . » ( جرفاذقانى ، ترجمه يمينى ص 367 ؛ عتبى ، تاريخ يمينى ص 272 - 273 . دربارهء شعر فارسى احمد بن حسن ، رش : عوفى ، لباب الالباب ج 1 ص 63 - 64 ) . آنچه از مكتوبات موجود از عصر محمود و مسعود و قراين ديگر برمىآيد اينست كه جز نامه‌ها و عهدهائى كه بدستگاه خلافت فرستاده ميشد ساير نوشته‌هاى ديوانى به فارسى بوده و حتى نامهء خليفه را نيز به فارسى ترجمه كرده بعرض امير ميرساندند و پاسخ او را نيز به فارسى و عربى نوشته هر دو را در مجلس سلطان ميخواندند ( رش : تاريخ بيهقى ص 46 و 77 و 289 و 292 - 293 و 294 و 372 و 610 ) . بنا بر اين چنان كه پيش از اين دربارهء به كار بردن فارسى در دربار سامانيان گفتيم فارسى درى در دستگاه ديوانى غزنويان نيز معمول و رايج بوده است و اگر مكتوبات موجود را ملاك حكم و مقياس رواج آن زبان قرار دهيم بايد بگوئيم كه زبان فارسى بسيار بيشتر از زبان عربى در نامه‌ها و ملطفه‌ها و منشورها و توقيعات و فرمانها و مواضعات و سوگندنامه‌ها و مشافهات و مخاطبات به كار ميرفته است . رش : تاريخ ابو الفضل بيهقى ،